۱۳۸۹ آبان ۷, جمعه

صد سال صنعت نفت بدون طراحی


اين جمله را زياد مي شنويم. بيش از ۱۰۰ سال است که صنعت نفت داريم ولي‌ هنوز توانايي طراحي يک پالايشگاه را نداريم!
ببينيم کار طراحي يک پالايشگاه از کجا شروع ميشود و به چه صورت ادامه پيدا مي‌کند و ضعف ما کجاي کار است؟
فرض کنيد ميدان پارس جنوبي کشف شده و شرکت نفت ايران مي‌خواهد آن را توسعه دهد. ابتدا پيمانکار اصلي‌ انتخاب ميشود، به عنوان مثال براي توسعه فاز ۲و۳ توتال، فاز ۱ پتروپارس و فاز ۴و۵ انی انتخاب شدند.
اين‌ها شرکت‌هاي نفتي‌ هستند که کارفرما ناميده مي شوند و نقش شرکت نفت ما را در بقيه کشورها دارند, کشورهايي که يا نفتشان ملی نيست و يا اگر هم است وزارت نفت مخزن را در اختيار اين شرکت ها قرار می دهد و خودش سهمی را پس از توسعه بر می دارد. در کشور ما نيز به دليل کمبود سرمايه و نقدينگی, شرکت نفت از اين شرکت ها جهت توسعه ميادين نفت و گاز استفاده می کند.
پس از اينکه ساخت پالايشگاه به يکی از اين شرکت ها واگذار شد, نخستين کار, پيدا کردن شرکت مهندسي مشاور‌ مناسب براي طراحي پالايشگاه است که بر اساس کارهای انجام شده قبلی و از طريق مناقصه انجام ميشود.
اصولن هر کارفرمايي پالايشگاه خود را بر اساس استانداردهای خودش می سازد. مثلن پالايشگاه های شل و توتال اصولن به يکديگر شبيه نيستند و دليل آن هم استانداردهای متفاوت اين دو شرکت است. امروزه تمام شرکت های نفتی معتبر دارای استانداردهای معتبر هستند. اگزون موبايل, چورون, شل, بی پی, توتال, آرامکو (شرکت نفت عربستان) و پتروناس همه دارای استانداردهايي در تمام زمينه های پروسس، مکانيک، پايپينگ، ايمني‌، برق، ابزار دقيق و سيويل مي باشند. در اين استانداردها نحوه طراحی هر دستگاه همراه با معادلات طراحی توضيح داده شده و مواردی که بايد رعايت شود تا يک واحد نفتی کارآمد و ايمن ساخته شود بيان شده است. 
بعد از انتخاب شرکت مهندسی مشاور، کارفرما بايد اين مدارک را به عنوان مبنای طراحي به آنان تحويل دهد و شرکت طراح‌ هم وظيفه دارد که تمام طراحيش را بر اساس همان استانداردهايي که از کارفرما تحويل گرفته است انجام دهد.
در طرف ديگر هم, تمامي‌ شرکت‌هاي مهندسی مشاور معتبر خودشان اصول طراحي دارند و اعتبار شرکت های مشاور هم به همين کتابچه های اصول طراحيشان می باشد. هرچه اين کتابچه ها کامل تر باشد طراحی آن شرکت يکدست تر, مستندتر و کمتر وابسته به نظرات مختلف و تحليل های لحظه ای است.
هنگام بستن قرارداد بين کارفرما و طراح, کارفرما اولويت استفاده از مدارک را اعلام می کند. در ضمن گروهی از افراد کارفرما هميشه در کنار گروه طراح حضور دارند تا از هر نوع انحراف از استانداردهای کارفرما پيش گيری کنند.
اين شرکت‌ها، از سال ها پيش با شروع اولين طراحی ها و بهره برداری ها نوشتن استانداردهای طراحي خود را آغاز کرده اند و هر روز هم بر اساس تجربياتشان آنها را توسعه مي دهند تا امروز پس از سال‌ها مثلن استانداردهای شرکت بهره بردار شل بيش از ۱۰۰۰ کتابچه شده است و يا مثلن شرکت مشاور فاستر- ويلر که پالايشگاه آبادان را طراحی کرده و همچنين طراحی پايه ای بيشتر فازهای اوليه پارس جنوبی را انجام داده است دارای صدها کتابچه استاندارد و مدارک تجربی طراحی می باشد.
اما شرکت نفت ما به عنوان يکی از اولين توليدکننده های نفت و دارای بزرگترين مخزن های نفت و گاز دنيا که تقريبن تمام اقتصادش نفتی است متاسفانه هنوز بعد از اين همه سال اين اصول و استانداردها را ندارد، البته ظاهرن کتابچه هايي تحت عنوان "آي پی اس يا استاندارد نفت (پتروليوم) ايران" سال‌ها پيش آماده شده است که متاسفانه هيچ استفاده اي از آن نمي‌شود و همين باعث شده که هيچوقت هم اشکالات آن برطرف نشده و به روز نشود. اصولن استفاده از اين کتابچه ها باعث ميشود که طراحي تمامي پالايشگاه ها و مجتمع‌هاي نفت و گازي يک کشور از استاندارد يکساني پيروي کنند چيزی که ما در ايران عملن نمی بينيم. اين اشکال بزرگي‌ است که در شرکت نفت ايران وجود دارد، اشکالي‌ که برای حل آن نياز به مديريت قوي می باشد. اين کار شايد چند سالي‌ طول بکشد ولي‌ هم پشتوانه خوبي‌ براي شرکتي است که داراي دومين ذخاير نفت و گاز در دنيا است تا تمام مجتمع هايش يک دست باشند و نيز کمک بزرگی به شرکت های مهندسی مشاور داخلی جهت بومی کردن طراحی مجتمع های نفتی می باشد.
خوب حالا نوبت به شرکت‌هاي مشاور است. ما در ايران ۵ يا ۶ شرکت مشاور بزرگ داريم که سابقه کار همگي آنها به بالاي ۳۰-۴۰ سال مي‌رسد و اگر شرايط فراهم می بود و درست مديريت و هدايت می شدند نه تنها می توانستند تمامی نيازهای داخلی را جوابگو باشند بلکه در خارج از کشور هم فعال باشند. ولی هيچکدام از اين شرکت ها اصول طراحی کاملی ندارند که جوابگوی نيازهای شرکت نفت ما باشد.
اصولن برای طراحی پايه ای يک پالايشگاه واقعن به چيزی بيش از آنچه در کتابهای دانشگاهی نوشته شده نيازی نيست فقط لازم است آنچه که آنجا خوانده شده, کم کم به کار بسته شود و اشکالات در عمل و توسط سازنده دستگاه ها و بهره بردار گفته شود تا بتوان به يک طراح خوب تبديل شد. البته مشکل اساسی ديگری هم در ايران وجود دارد و آن هم کم بودن تجربه در بخش طراحی است. متأسفانه به دلايل بسيار که اينجا محل پرداختن به آن نيست مهندسان ايرانی پس از به دست آوردن تجربه, کشور را ترک کرده و همين موجب می شود شرکت های ايرانی گرچه سابقه بالايي دارند ولی از کمبود نيروی انسانی با تجربه هميشه در رنج باشند و در مجموع هيچوقت نتوانند از انباشت تجربه ها استفاده لازم را ببرند و اين به نظر من يکی از مهم ترين عوامل عدم پيشرفت در شرکت های مشاور می باشد.
علاوه بر اين دو موضوع که يکی به شرکت نفت و ديگری به شرکت های مشاور بر می گردد, اشکال سوم نوع کنش ها و ارتباطات بين اين دو است. اصولن هيچ شرکت مشاوری بدون کمک و پشتوانه شرکت نفت بهبود نمی يابد. اگر امروز تکنيپ فرانسه از شرکت های معتبر مشاوره محسوب می شود به آن دليل است که توتال فرانسه تا آنجا که امکانش بوده از آن حمايت کرده و پروژه هايش را در اختيار اين شرکت قرار داده است. متأسفانه شرکت نفت ما به نظر نمی آيد تا آنجا که مجبور نباشد پروژه هايش را در اختيار شرکت های مشاور داخلی قرار دهد. نمونه روشن آن طراحی بعضی از فازهای جديد پارس جنوبی است که کاملن کپی فازهای قبلی است ولی باز هم طراحی آنها به شرکت های خارجی واگذار می شود فقط به اين دليل که در خارج از کشور و توسط شرکت های معتبر انجام شود!
مثلن در پارس جنوبي، فاز ۲،۳ را فاستر ويلر و تکنيپ طراحي کرده اند، فاز ۱ را فکر کنم جان براون، فاز ۴،۵ را باز هم فاستر ويلر و تکنيپ، فاز‌هاي جديد را هم وُرلي پارسُنز. تمامی مدارک طراحی هم پس از کامل شدن طراحی هر فاز در اختيار شرکت نفت گذاشته می شود. در ضمن از زمانی که فاز ۴،۵ طراحي و ساخته شده از طرف شرکت نفت به عنوان مبناي طراحي بقيه فاز‌ها قلمداد شده است و بقيه فاز‌ها تقريبن کپي اين فاز است. بنابراين شرکت نفت می تواند به جاي اينکه فاز‌هاي جديد را به شرکت های بين المللي براي طراحي بدهد آن‌ها را به شرکت‌هاي داخلي‌ دهد. ولي‌ الان شرکت نفت چه مي‌کند؟ مثلن براي فاز ۱۷و ۱۸، تمام مدارک فاز ۴و۵ را به شرکت خارجی داده بودند و مي گفتند براي ما مشابه همين را طراحي کنيد.
اگر قرار است ما براي بقيه فاز‌هاي پارس جنوبي همه چيز را کپي کنيم چرا اين کار در ايران انجام نمي‌شود؟ دست کم از کنار آن هم توي کشور کار ايجاد مي شود و هم تجربه ايي است براي مهندسان و شرکت های ايراني‌.
همه اين مسايل در اين ۱۰۰ سال دست به دست هم داده تا نه شرکت های مشاور ما رشد کيفی مناسبی داشته باشند و نه شرکت نفت ايران با آن همه طول و عرض جغرافياييش توانسته باشد در حد يکی از معمولی ترين شرکت های نفتی باشد.

۱۳۸۹ مهر ۲۸, چهارشنبه

جای خالی استوانه کورش در موزه بریتانیا


شنبه رفته بوديم موزه بريتانيا. توی اتاق ايران جای استوانه کورش خالی بود. استوانه کورش که در سال 539 قبل از ميلاد پس از فتح بابل توسط کورش نوشته شده در خرابه های بابل در عراق امروزی در سال 1879 پيدا شد. استوانه ای که توسط سازمان ملل به عنوان "بيانيه باستانی حقوق بشر" شناخته می شود.
عکسی که پارسال از اين استوانه گرفته ام در اسلايد بالای سمت چپ که مربوط به اتاق ايران در موزه بريتانيا است قابل ديدن است. اين استوانه همانطور که در عکس زير مشخص است برای مدت محدودی به موزه ايران باستان در تهران برده شده است که ديدن آن را به دوستان توصيه می کنم.

۱۳۸۹ مهر ۲۵, یکشنبه

مدت زمان انجام پروژه های پارس جنوبی


زمان اجراي پروژه هاي نفت و گازي و به خصوص هر کدام از پالايشگاهاي پارس جنوبي چه قدر است؟
پروژه های نفت و گاز تا قبل از رسيدن به مرحله بهره برداری بايد از مراحل مختلف ارزيابی و طراحی بگذرند. هر کدام از اين مراحل در مدت زمان مشخصی انجام می گيرد و امکان انجام همزمان آنها برای سرعت بخشيدن به انجام پروژه وجود ندارد. در زير خلاصه ای از هر مرحله را مرور می کنم.
مرحله اول, ارزيابی اقتصادی يا امکان سنجی پروژه می باشد. در اين مرحله کارفرما مشخصات مخزن و مواد نفت و گاز موجود در مخزن را به شرکت مشاور داده و از آنان مي‌خواهد تا اقتصادي بودن برداشت از مخزن را بررسي‌ کنند. در اين مرحله شرکت مهندسي‌ مشاور، در کنار مشاور مخزن و شرکت های بازاريابي مواد نفتي به بررسي‌ طرح پرداخته و در صورت اقتصادی بودن طرح, گزينه‌هاي توسعه طرح را به کارفرما ارائه ميدهند.
مرحله‌ي بعد، طراحي مفهومي‌ پالايشگاه مي‌باشد. اين مرحله از طراحي، حساس‌ترين و مهمترين بخش طراحي و ساخت پالايشگاه و هر مجتمع نفتي‌ و گازي مي‌باشد. در اين مرحله، کارفرما بر مبناي گزارش مرحله قبل، براي طراحي پالايشگاه مناقصه اعلام مي‌کند. پس از انتخاب شرکت مهندسي‌ مشاور براي طراحي مفهومي‌ يا پايه، اين شرکت بايد اقتصادي‌ترين و کار آمد‌ترين روش براي رسيدن به محصولات مورد نظر کارفرما را ارائه دهد. اهميت اين مرحله به اندازه ای است که امروزه بسياری از شرکت های نفتی, طراحی پايه را به دو شرکت واگذار کرده و در نهايت بهترين طراحی را برای مرحله بعد انتخاب می کنند.
پس از پايان طراحی پايه, نوبت به طراحی جزيي و کامل پالايشگاه می رسد. برای واگذاری اين مرحله نيز مجددن مناقصه صورت گرفته و يک شرکت مهندسی مشاور انتخاب می شود. در اين مرحله شرکت مشاور آزادی عملی برای انتخاب نوع فرآيندها ندارد و طراحی بايد براساس طراحی پايه انجام گيرد. در اين مرحله نقشه های توليد شده در مرحله قبل توسعه داده شده و تجهيزات برای ساخت سفارش داده می شوند.
حال ببينيم مدت زمان اجرای هر مرحله حدودن چه مدت است؟
مرحله امکان سنجی پروژه بستگی به اينکه مخزن چقدر شناخته شده باشد و در کدام نقطه از دنيا اين توسعه انجام پذيرد بين سه تا شش ماه متفاوت است. در پروژه های پارس جنوبی اين مرحله ديگر انجام نمی پذيرد چون طرح توسعه کلی و ارزيابی اقتصادی از مدت ها پيش انجام گرفته و همان زمان که فازهای ابتدايي شروع به کار کردند برنامه ريزی برای توسعه اين ميدان در قالب بيست و چهار فاز صورت گرفت.
مرحله طراحی پايه ای يا مفهومی پالايشگاه های گازی بسته به تنوع محصولات توليدی بين شش ماه تا يک سال به طول می انجامد. در پروژه های پارس جنوبی به دليل تشابه فازها می توان زمان اين مرحله را به صورت قابل توجهی کاهش داد.
مثلن ارتباط با سازنده ها در پرژه های پارس جنوبی می تواند از اين مرحله شروع شود تا تجهيزات و قطعاتی که به زمان طولانی برای ساخت نياز دارند زودتر آماده شوند ولی متأسفانه در بسياری از موارد ديده می شود که طراحی پايه ای فازهای پارس جنوبی به دليل سردرگمی مديريت پروژه ها - که پس از ده سال از اجرای اولين پروژه جای سؤال دارد- و نيز عدم تمايل سازنده ها به فروش محصولاتشان به ايران بسيار طولانی تر از حد معمول می شود.
مرحله بعدی و نهايی, طراحی جزيي پالايشگاه می باشد. در اين مرحله تمام تجهيزات مکانيکی, ابزاردقيقی و برقی با جزييات کامل طراحی شده و مدارک برای سازنده های مورد تأييد کارفرما فرستاده می شوند (در مرحله طراحی پايه ليستی از سازنده های مورد تأييد کارفرما در تمام زمينه ها به شرکت مشاور داده می شود). سازنده ها نيز موظفند در مدت زمان مشخص بسته پيشنهادی فنی خود را به شرکت مهندسی مشاور تحويل دهند. شرکت مهندسی مشاور نيز با بررسی بسته ها و پس از رفع ابهامات به هر کدام از سازنده ها امتيازی داده ولی انتخاب نهايي بر عهده بخش قرارداد ها بر اساس قيمت سازنده ها می باشد. اين بخش هم حدودن يک تا دوسال به طول می انجامد. در فازهای جديد پارس جنوبی اين بخش به دليل تحريم ها طولانی تر است. اصولن دور زدن تحريم ها کار ساده ای نيست. برای فاز 17و18 پارس جنوبی با هر سازنده ای تماس می گرفتيم حاضر به شرکت در مناقصه نبود. بنابراين بايد سازنده های جديدتر را پيدا کرد و يا با سازنده های معتبر از طريق های ديگر ارتباط برقرار کرد. همين مسأله زمان و هزينه پروژه را افزايش می دهد.
بنابراين طراحی پايه ای و جزيي هر پالايشگاه پارس جنوبی در بهترين شرايط حدود سی و شش ماه زمان نياز دارد. ساخت پالايشگاه های پارس جنوبی هم اگر توسط پيمانکاران زبده و حرفه ای انجام گيرد حدود دو سال زمان می برد.
پس از زمانی که طراحی يک فاز شروع شود تا زمانی که آماده پيش راه اندازی گردد به حدود پنج سال يا شصت ماه زمان نياز دارد.

۱۳۸۹ مهر ۱۴, چهارشنبه

بوشهر


تماس گرفتم ايران اير برای بليط ايران. گفت امکان گرفتن بليط از طريق ايران اير وجود ندارد و بايد از طريق آژانس اقدام کنيد يا اينکه پول نقد بياوريد و بليط بخريد.
تلفن آژانسی که بليط ايران اير را می فروخت به من داد, تماس گرفتم و گفتم برای مسير لندن-تهران-بوشهر بليط می خواهم.
گفت بوشهر کجاست؟ . از تهران پرواز ندارد. ايرانی بود و فارسی صحبت می کرد.
گفتم از تهران به بوشهر روزی دو پرواز هست.
گفت نه. ايران اير پرواز ندارد. بوشهر اصلن کجای ايران هست؟
گفتم شما ايرانی هستيد؟
گفت آره ولی الان ده سال هست که آمدم خارج از کشور. از ده سالگی از ايران آمدم بيرون؟ بوشهر کجای ايران است؟
ديگر به او نگفتم که اگر اخبار روزنامه های انگلستان را هم اين روزها می خواندی می فهميدی که قرار است يک نيروگاه اتمی توی بوشهر راه اندازی شود و تازگی هم به دليل نشت يکی از حوضچه های آب دوباره راه اندازيش عقب افتاده.

۱۳۸۹ شهریور ۲۶, جمعه

مسؤوليت اجتماعی شرکت ها يا توسعه پايدار در صنعت نفت

پروژه های نفت و گازی در کشورهای پيشرفته يک تفاوت اساسی نسبت به جهان سوم دارند. در اين کشورها آنچه در کنار توليد مهم است مسؤوليت اجتماعی شرکتها می باشد.
شرکت های نفتی وظيفه دارند در کنار بهره برداری, به مسائلی که ناشی از حضور و فعاليتشان در منطقه عملياتی می باشد توجه کرده و از زمان طراحی پالايشگاه برای بهبود آن اقدام نموده و اگر امکان بهبود وجود ندارد برای جبران آن به ساکنين اين مناطق امتيازات ويژه ای بدهند.
ايجاد توازن بين سه عنصر توليد, حفاظت از محيط زيست و حمايت از جوامعی که در نزديکی مجتمع صنعتی زندگی می کنند, توسعه پايدار و يا مسؤوليت اجتماعی شرکتها ناميده می شود.

افزايش تمرکز شرکت های نفتی بر مسؤوليت اجتماعی

امروزه به رسميت شناختن مسؤوليت اجتماعی توسط شرکتها به اين معنا است که شرکت ها مسؤوليتی فراتر از تعهدات قانونی خود در مقابل اثرات فعاليتشان بر جوامع و محيط زيست دارند.
شرکت های نفتی و گازی برای جبران اثرات منفی‌ بهره برداری روزانه‌شان مانند پخش مواد سمی و گوگرد و يا نشت نفت و آلوده کننده‌ها به دريا و همچنين به دليل اعتراضات گروه‌های فعال مدنی - اجتماعی و ساکنين محلی, در بين صنايع از اين نظر دارای رتبه نخست هستند.
شل و بی‌ پی‌ به عنوان مسئوليت پذيرترين شرکت‌های بين المللی شناخته می شوند. در کنار شرکت‌های اروپائی و آمريکايی می توان نام پتروبراس برزيل, ساسول افريقای جنوبی و نيز سيناک چين را در ليست شرکتهايی که به مسؤوليت های اجتماعی در کنار توليد اهميت می دهند مشاهده کرد.
بررسی ليست شرکت هايي که به توسعه پايدار پايبند بوده اند نشان می دهد که گسترش آن به صورت قابل توجهی‌ غير يکنواخت بوده و شرکت‌های ملی‌ نفتی‌ عمومن پيشرفت کمتری نسبت به شرکت‌های بين المللی داشته اند. اين بدان دليل است که سوابق محيط زيستی‌ و اجتماعی شرکت‌های نفتی‌ دولتی تحت موشکافی کمتری از طرف گروها‌ی جامعه مدنی و رسانه‌ها قرار دارد، در نتيجه آنها تحت فشار کمتری برای تطابق با مبانی توسعه پايدار می‌ باشند.

پارس جنوبی و توسعه پايدار

پارس جنوبی يکی از بزرگترين مجتمع های صنعتی دنيا در زمينه نفت, گاز و پتروشيمی می باشد. فعاليت شرکت های نفتی در پارس جنوبی از سال 1378 شروع شده است. تا کنون شرکتهای ملی نفت ايران, نفت و گاز پارس, ملی گاز ايران, مجتمع گاز پارس جنوبی, توتال فرانسه, پتروپارس, انی ايتاليا, ساسول آفريقای جنوبی, شرکت های پتروشيمی پارس, جم, پرديس, مبين و بسياری ديگر از شرکت ها در اين منطقه که از نظر جغرافيايي وسعت کمی هم دارد فعاليت های گسترده ای داشته اند.
می‌بينيد که تعداد پروژه‌ها و شرکت‌های نفتی استان به راحتی‌ قابل شمارش نيست. حال ببينيم اين شرکت‌ها تا چه حدی به مسوليت‌های اجتماعی خود آگاه بوده و به آن پايبند می باشند.
همانطور که در بالا ذکر شد محيط زيست و جوامع محلی دو رکن اصلی‌ توسعه پايدار هستند.

توسعه پايدار و محيط زيست در پارس جنوبی

پارس جنوبی به روز‌ترين تکنولوژی را جهت توليد و بهره برداری نسبت به ديگر پروژه‌های فعال استان و حتا کشور به کار می‌بندد ولی‌ متاسفانه، رعايت اصول محيط زيست در پروژه‌های پارس جنوبی در حد پايين بوده و حتا در حد استاندارد‌های معمولی خليج فارس نيز نمی‌باشد.
کشور‌های عربی‌ حوزه خليج فارس از طرفی به سرعت به سمت پالايشگاه‌ها و سکو‌های بدون مشعل در حرکت هستند و از طرف ديگر با به کار گيری استاندارد‌های اروپائی سعی‌ در بهبود کيفيت پساب خروجی از پالايشگاهايشان به دريا را دارند.
اين در حاليست که هنوز شرکت نفت ايران تمايلی به شروع پالايشگاهای بدون مشعل ندارد گرچه هم به لحاظ اقتصادی به صرفه بوده و هم از لحاظ محيط زيست در دنيای امروز امری ضروری محسوب می شود. خصوصاً در منطقه پارس جنوبی که قرار است ۲۴ پالايشگاه گاز و بيش از ۱۰ مجتمع پتروشيمی راه اندازی شود.
مسؤولان شرکت نفت نبايد فراموش کنند که اولين‌ افراد در معرض خطر آلودگی,‌ کارکنان همين مجتمع‌های صنعتی بوده و بهبود وضعيت انتشار گاز‌های آلوده کننده از طريق حذف مشعل پالايشگاه‌ها ابتدا بزرگترين کمک به حفظ سلامتی کارکنان است. در ضمن غالب شدن تفکر زيست محيطی‌ نه تنها کمکی‌ اساسی‌ به محيط زيست و سلامت کارکنان می کند، بلکه نگاه منفی‌ ساکنين محلی را نيز تغيير می دهد.
در پارس جنوبی لازم است تا شرکت های بهره بردار که متاسفانه خود دخالتی در طراحی نداشته و بيشتر وارث تفکر ادارات طراحی مستقر در مرکز می باشند با ارايه مشکلات زيست محيطی که بيشتر ناشی از نوع طراحی پالايشگاه ها می باشد سعی بر اثرگذاری بر طراحی پالايشگاه ها را داشته و از اين طريق خطرات ناشی از آلودگی هوا را تا حد امکان کاهش دهند.
و اما رکن دوم که البته از لحاظ اهميت در درجه دوم نيست و در پروژه‌های نفت و گازی همانقدر اهميت دارد که توليد و محيط زيست، توجه به نياز های جوامعی است که در کنار پالايشگاه زندگی‌ کرده و بهره‌برداری بر زندگی‌ اجتماعی آنها اثر گذاشته است. 

توسعه پايدار و ساکنين پارس جنوبی

عمليات بهره برداری نفت و گاز شامل تعاملات متعددی بين شرکت ها و جوامع محلی است. اين مسئله منجر به سرمايه گذاری وسيع شرکت های نفتی در جوامع محلی شده است. شرکت های نفتی دولتی مانند شرکت نفت ونزوئلا,  شرکت نفت عربستان سعودی آرامکو و گاز پروم روسيه سالانه ميلياردها دلار در جوامع محلی سرمايه گذاری می کنند. (*)
در سال 2008, شرکت های شل, بی پی, اگزون موبايل و چورون مجموعن ششصد و شصت ميليون دلار در جوامع محلی سرمايه گذاری کردند. محدوده طرح از کمک های گاه و بيگاه مالی به مدارس, دانشگاه ها و بيمارستان تا ساخت مدرسه و بيمارستان جديد و آموزش های فنی به افراد محلی بوده است. (*)
اين حجم سرمايه گذاری شرکت های نفتی در حاليست که غالبن محل زندگی کارکنان شرکت های نفتی دور از اين جوامع بوده و اين سرمايه گذاريها به معنای پذيرفتن مسؤوليت اجتماعی و برای احترام به ميزبان می باشد.
در پارس جنوبی اما وضعيت متفاوت است. نيروهای اصلی‌ شاغل در پارس جنوبی در کنار مجتمع و در ميان جوامع محلی زندگی‌ می کنند. آگاهی‌ شرکت‌ها به مسئوليت اجتماعی خود، و ايفای درست آن اثر مستقيم و بی واسطه بر رکن توليد دارد. بهبود زيرساخت‌های منطقهء ميزبان نه تنها کمکی‌ به جوامع محلی و قدمی‌ در احترام به اصل توسعه پايدار است بلکه اهميت قائل شدن به کارکنان همان مجتمع است.
يکی‌ از مشکلات عمده در شهرک‌های صنعتی و از جمله پارس جنوبی اين است که کارکنان و خانوده هايشان به صورت موقت به زندگی‌ در آنجا نگاه می کنند، گرچه ممکن است سکونتشان تا سال‌ها به طول انجامد, بنابراين وظيفهٔ مسئولين واحدهای گاز و پتروشيمی، ايجاد محيطی‌ جذابتر و با امکاناتی بيشتر نسبت به شهر هايی است که کارکنان و خانواده‌هايشان از آنجا آمده اند.
فرض که در مناطق جم, کنگان و عسلويه دانشگاه های معتبر صنعتی و پزشکی تأسيس شود, مراکز پژوهشی در زمينه نفت و گاز و پتروشيمی ايجاد گردد, به همت وزارت نفت نمايشگاه های دائمی فرهنگی و هنری برپا شود, پارک بازيهای پيشرفته و دارای امکاناتی بالاتر و يا در حد شهرهای بزرگ ساخته شود و ده ها طرح ديگر که اگر مسؤولان بخواهند يافتنش بسيار آسان است, آيا باز هم ريزش نيرو در اين حد وجود خواهد داشت, آيا افسردگی که امروزه بيشتر زنان ساکن شهرک های صنعتی از آن رنج می برند کمتر نخواهد شد؟ و آيا همين کاهش مشکلات خانوادگی کارکنان نفت و گاز بهترين کمک به افزايش ضريب ايمنی و بهره وری نيست؟
امروزه هيچ دليلی ندارد که شهرهايی مثل جم يا کنگان جزو پنج شهر بزرگ کشور نباشند و امکاناتشان از همه جا بالاتر نباشد. مثالی بر اين ادعا که شايد برای مردم ما گزاف بيايد شهرهايي مثل هيوستن در آمريکا و پرت در استرالياست که تنها با اتکا به تأسيسات نفتی که در نزديکيشان وجود دارد به شهرهايي بزرگ و درجه اول تبديل گرديده اند. گرچه حجم سرمايه گذاری و تأسيسات نفتی اين شهرها به هيچ عنوان با آنچه در پارس جنوبی رخ داده است قابل مقايسه نيست.
 اما متاسفانه عليرغم همه اين بديهيات امروزه بيشتر, اين ساکنين محلی و مسئولين آنان هستند که به دنبال توسعه زيرساختهای منطقه می باشند اين در حاليست که با توجه به وضعيت خاص مکان هايی مثل پارس جنوبی، مسئولين شرکت‌های نفت، گاز و پتروشيمی بايد حساسيت بسيار بيشتري بر روی اين مساله داشته باشند.

 * پتروليوم اکونوميست

۱۳۸۹ مرداد ۳۱, یکشنبه

اوستا

اوستا, ميراث مشترک فرهنگی جهانيان و کهن ترين نوشتار ايرانيان است. واژه اوستا, مرکب است از پيشوند "اَ" و صفت مفعولی "ويستَه" از مصدر "ويد" به معنای شناختن, دانستن, يافت شدن و پديدار آمدن. بر روی هم اوستا, را می توان به معنای "آگاهی نامه" يا "دانش نامه" دانست.

دکتر علی اکبر جعفری در نوشتاری درباره واژه "اوستا" به بحث پرداخته و در ترکيب آن, پيشوند "آ" را پيشوند نفی دانسته و مجموع آن را به معنای "سخن سربسته, گوهر نهفته, راز نهانی, کلام آسمانی, رمز باطنی و بالاتر از فهم نارسای جهانيان" گرفته است. (اوستا - کهن ترين سرودهای ايرانيان, گزارش و پژوهش جليل دوستخواه)

"اوستا"ی ما هم در تاريخ ۲۲ مرداد ۱۳۸۹ پا به اين دنيا نهاد.